سلام دوست دارم امروز با هم در مورده یک پدیده اجتماعی صحبت کنیم.همون طوری که می دونین تا قبل از سال ۱۹۳۵ خبری از یک دستگاه معروف به نام تلویزیون نبود . ولی هم اکنون هیچ کس منکر امپراطوری عظیم این دستگاه خانگی نیست.طی سالهای اخیر صحبت های زیادی از فرهنگ های مولد و مهاجم شده است به طوری گوش همه ی شما و من از ان پر است. حرفی که من میخواهم بزنم این است که ما چقدر در این تحولات دخیلیم . در واقع سئوال اصلی این است که ما هم باید مثل اشیا دیگری که هنگام سیل با سیل روان هستن یا حداقل میتوانیم مثل غرقه ای که خودش را به جائی میگیرد خود را نجات بدهیم گرچه شاید بسیاری بپرسن این حرف ها یعنی چه ! یا به قول خودمانی تر بابا بی خیالش. ما هم در خیلی از موارد می گوئیم بابا بی خیالش اما در موارد اخری که دیدم به خودم لازم دانستم که حداقل ساکت نمانم. چون اگه ساکت باشیم رشد بیشتری خواهد کرد.یکی از بحران های اساسی که تلویزیون در زندگی فعلی بشر ایجاد کرده ایجاد شخصیت های کاذب و مجازی است که گاه گاه الگوی عده ی کثیری از جوانان جامعه قرار میگیرند با توجه به اینکه این شخصیت ها هیچ کدام از فاکتور های لازم برای الگو بودن برای جوانان جامعه را ندارند.مشکل دیگری که در راستای این بحران پیش می آید ورود کلمات مهاجم و نا مربوط به زبان عزیزمان پارسی است .که ورود کلمات بی معنی تغییر واژگان اصطلاحات و عبارات عامیانه را در پی دارد.می شود تلویزیون نگاه کرد و تا این حد موثر از آن نشد؟ این سئوالی است که من از شما دارم . لطفا جواب بدهید
|+|
نوشته شده توسط دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه نهم مهر 1384 و ساعت 1:57
