تبليغاتX
کاراکتر:کامپیوتر دانشگاه فریمان
جالبه نه! 
روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسيار دردش آمد
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد
یک یوگيست به او گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد
یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به
داخل چاه کرده بودند پيدا کند
یک تقویت کننده  فکراو را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است
یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد
 
ارادتمند شما مهرگان ایرانی
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 8:49
این شب و روزا خیلی التماس دعا.... 
|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 22:53
فایل های پاور پوینت مربوط به درس هوش مصنوعی 
سلام

دوستان عزیزی که فایل های پاورپوینت رو که استاد سرخیلی، زحمت تهیه اش رو کشیدن می خوان روی لینک زیر  کلیک کنن

فایل های پاور پوینت مربوط به درس هوش مصنوعی

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:46
شرح پيوست دروس تحليل و طراحي شي گرا،سيستمهاي شي گراو متدولوژي ساخت سيستمهاي اطلاعاتي  
 

قابل توجه دانشجويان رشته مهندسي نرم‌افزار و علوم كامپيوتر

در خصوص كتاب "مرجع كاربردي متدولوژي RUP براي توليد و توسعه سيستمهاي نرم‌افزاري" تاليف آقايان براآني، حاجبي، گل‌محمدي، نعمت‌بخش و مسلمي‌فر انتشارات دانشگاه اصفهان كه منبع درس تحليل و طراحي شيئ‌گرا (مهندسي نرم‌افزار سنتي/تجميع)، سيستمهاي شيئ‌گرا (علوم كامپيوتر تجميع) و متدولوژي ساخت سيستمهاي اطلاعاتي (علوم كامپيوتر سنتي) مي‌باشد، پيرو تماسهاي مكرر دانشجويان در خصوص ابهام در شرح پيوست اين درس به اطلاع مي‌رسانددانشجويان مي‌بايست ازقسمت اول تا پايان قسمت ششم از منبع مذكور را مطالعه نمايند.

                             لینک منبع خبر

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:9
روز معلم مبــــــــــــــــــــــــارک 

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:28
مصوبه دولت برای تغییر نرخ پیامک انگلیسی و فارسی 
بسمه تعالي
با صلوات بر محمد و آل محمد
تصويب نامه هيئت وزيران

هيات وزيران در جلسه مورخ 28/11/86 موافقت نمود:

به منظور حمايت عملي از گسترش و ترويج خط و زبان فارسي در فناوري اطلاعات و رسانه‌هاي ديجيتال، ‌تعرفه پيامك فارسي و انگليسي به شرح زير تعيين مي‌شود:

1- نرخ هر پيامك به زبان فارسي در سيم كارت دائمي، مبلغ هشتاد و نه ريال (دو پالس) تعيين و از تاريخ ابلاغ اين تصميم نامه اعمال مي شود.

2 - نرخ هر پيامك به حروف انگليسي در سيم كارت دائمي مبلغ دويست و بيست و دو(222 ) ريال (پنج پالس) تعيين و از تير ماه 87 اعمال خواهد شد.

3 - نرخ هر پيامك در سيم كارت اعتباري بيست در صد بيش از سيم كارت دائمي است.

4 - كليه دستگاه‌هاي اجرايي بانك‌ها، نهاد‌ها و موسسات عمومي دولتي و غيردولتي و شركت‌هاي دولتي موظفند پيامك‌هاي خود را با حروف فارسي ارسال كنند.

5 - وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات اقدام لازم را جهت رعايت مفاد كلي اين تصويب‌نامه توسط اپراتور‌هاي غيردولتي به عمل اورد.

اين مصوبه در تاريخ 13/12/1386 با شماره 202898/39246 از سوي معاون اول رئيس جمهور براي اجرا ابلاغ شده است.

پرويز داودي
معاون اول رئيس جمهور

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 12:28
اسپم فرست ها به بهشت نمی روند 
 

امروز سالروز پانزده سالگی اسپم می‌باشد.
پانزده سال پیش در سال 1993 و در چنین روزی Joel Furr یکی از مدیران سیستم یوزنت برای اولین‌بار از واژه «اسپم» برای توصیف وضعیتی که یک قطعه نرم‌افزار آزمایشی موجب شد تا ده‌ها پیغام برگشتی روانه گروه خبری news.admin.policy شوند استفاده نمود.

از آن زمان تاکنون این کلمه به کلیه پیغام‌های ناخواسته با هر موضوع که از طریق پست الکترونیک واصل شوند اطلاق می‌گردد.

به نظر می‌رسد منبع الهام این واژه برای بار اول به سال 1970 و دستنوشته‌های Monty Python برمی‌گردد.
وی با این کلمه اشاره‌ای به منوی غذای یک قهوه‌خانه نموده بود که تمام غذاهای آن به نوعی شامل نوعی کنسرو گوشت با مارک تجاری SPAM می‌شدند.

امروزه میلیون‌ها اسپم بطور روزانه روانه کامپیوترها گردیده، موجب کند شدن شبکه‌ها و سرورهای پستی شده و باعث ایجاد خطرات و آسیب‌های کوچک و بزرگ برای کاربران و سازمان‌ها می‌شوند.

Joel Furr در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی گفت استفاده کلمه سالروز برای اسپم به هیچوجه نشاندهنده مطلب خوب و خاطره‌ای دلچسب نخواهد بود بلکه وی ترجیح می‌دهد از عبارت مجلس عزا استفاده کند.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 20:46
زمان تحويل پروژه  
با سلام

تاريخ تحويل پروژه استاد آل شيخ (تجزيه و تحليل سيستم هاي اطلاعاتي) از ۱۵ بهمن به ۲۴ بهمن تغيير يافت.

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:38
فیلتر های خوب دنیا 

 

 

یک فیلتر برای ذهن مان , که به هر چیزی نیندیشیم!

 

یک فیلتر برای گوش مان ,که هر سخنی را نشنویم!

 

یک فیلتر برای چشم مان , که هر چیزی را نبینیم!

 

یک فیلتر برای زبان مان , که هر سخنی را بدون فکر و تامل نگوییم!

 

یک فیلتر برای دل مان , که هر کسی را رخصت ورود به آن ندهیم!

 

یک فیلتر برای روح مان ,که انسانی دگر اندیش باشیم!

 

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 17:36
پیشنهاد قالب 
 سلام.راستش دیدم قالب وبلاگ یکم قدیمی و خسته کننده شده البته این نظر خودم تنهایی بود ها .واسه همین آدرسهای زیر رو گذاشتم خوشحال میشم این قالب رو یه نگاهی بندازین بعد نظرتون رو راجع بهشون بگین که اگه دوست داشتین قالب رو عوض کنیم .اگر هم شما قالب بهتری رو پیشنهاد کنین که خیلی هم خوشحال میشم.

قالب1   قالب2   قالب3   قالب4  قالب 5  قالب6 

قالب7  قالب8  قالب9  قالب10 قالب11  قالب12  قالب13  قالب14

 روی کلمه قالب که کلیک کنید  می تونید قالب پیشنهادی رو ببینین

یاعلی

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 23:11
جوابش را بده!! 

جوابش را بده!!

جواب سلام را با عليک بده ،

جواب تشکر را با تواضع ،

جواب کينه را با گذشت ،

جواب بي مهري را با محبت ،

جواب ترس را با جرات ،

جواب دروغ را با راستي ،

جواب دشمني را با دوستي ،

جواب زشتي را به زيبايي ،

جواب توهم را به روشني ،

جواب خشم را با صبوري ،

جواب سرد ي را به گرمي ،

جواب نامردي را با مردانگي ،

جواب همدلي را با رازداري ،

جواب پشتکار را با تشويق ،

جواب اعتماد را بي ريائي ،

جواب بي تفاوتي را با التفات ،

جواب يکرنگي را با اطمينان ،

جواب مسووليت را با وجدان ،

جواب حسادت را با اغماض ،

جواب خواهش را بي غرور،

جواب دورنگي را با خلوص ،

جواب بي ادب را با سکوت ،

جواب نگاه مهربان را با لبخند ،

جواب لبخند را با خنده ،

جواب دلمرده را با اميد ،

جواب منتظر را با نويد ،

جواب گناه را با بخشش ،

و جواب عشق چيست جز عشق؟

 

هميشه جوابِ هاي، هوي نيست. جواب خوبي را با خوبي بده، جواب بدي را هم با خوبي بده. هيچ وقت جواب سربالا نده. هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار. مطمئن باش هر جوابي که بدهي يه روزي، يه جوري، يه جايي به تو باز مي گردد.

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 21:2
شب قدر و كمال انساني  

شبهاي قدر در ماه مبارك رمضان از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است و تعيين سرنوشت و تقديرات انسانها در اين ايام نيز بر گستره و منزلت اين شبها ميافزايد. به همين مناسبت با حجت الاسلام و المسلمين دكتر سيد مصطفي محقق داماد پيرامون شب قدر و خصوصيات و ويژگيهاي آن به گفتگو نشستهايم و آنچه ميخوانيد گفتگوي خبرنگار ما با استاد است.

قدر يعني چه و فلسفة ناميدن آن در چه ميباشد؟
بسم الله الرحمن الرحيم. مسئله ليلة القدر با سورهاي تحت همين عنوان در قرآن آغاز ميشود، و آن سوره، «انا انزلناه في ليلةالقدر و ما ادراك ما ليلة القدر، ليلة القدر خير من الف شهر، تنزل الملائكة والروح فيها بأذن ربهم من كل امر، سلام هي حتي مطلع الفجر» است. اين سوره كوچك كه به سورة قدر شهرت دارد، ليلةالقدر را در فرهنگ اسلامي مطرح كرده است. در اينجا چند مطلب وجود دارد كه خود اين سوره در حقيقت طرحش را آغاز كرده يكي مسئله نزول قرآن در ليلةالقدر است. اين يعني چه؟ نزول قرآن در شب قدر؟ كه قاعدتا چنين شبي كه قرآن در آن نازل شده رويداد بسيار عظيمي بوده كه آن شب را عظمت بخشيده است. اجازه بدهيد كه خود مفهوم نزول قرآن را معنا كنم چون در اين جا مسئلهاي مطرح ميشود كه از اين آيه استفاده ميشود كه قرآن در شب قدر نازل شده و از طرفي ديگر در آيات ديگر قرآن به تدريج بر پيامبر نازل شده است پس معناي نزول قرآن چه ميشود و تدريج آن، و نزولش چه ميشود؟ معناي نزول از نظر لغوي به معناي پايين آمدن است اما اين مفهوم دربارة قرآن معنا ندارد. راست قضيه اين است كه مفهوم نزول دربارة قرآن به معناي پايين آمدن از نقطه بالاي مكاني به نقطة پايين مكاني نيست، بلكه معناي نزول و تنزيل در قرآن نزول و تنزيل معنوي است و نه مادي. از آيات قرآن چنين استفاده ميشود كه قرآن يك مراحلي داشته كه تعبير قرآن از مراحل كتاب مكنون و محفوظ است.

در آن مرحله يعني كتاب مستور يا مكنون و لوح محفوظ، آن مرحله، مرحلهاي است كه هيچ كس، به خصوص افراد عادي امكان دست يابي به آن مرحله را نداشتهاند. بعد از آن مرحله كه قرآن براي اينكه در دسترس قرار بگيرد و قابل تماس با افراد عادي باشد نازل شده و از مرحلة بالا پايين آمده و قابل آن شده كه مردم عادي با آن تماس بگيرند و آن را درك كنند. اين مفهوم تنزيل است، نزول و تنزيل و اين واژهها يعني پايين آمدن از مرحلة مكنون و مستور به مرحلة خاكي و زميني و دنيوي و مردمي و بشري. من براي اين جهت كه ذهن شما را بر اين مسئله روشن كنم نكتهاي را عرض ميكنم. از نظر اعتقادات كلامي ما مسلمانان بر اساس راهنماييهاي قرآن، حضرت عيسي يكي از پيامبران در كنار ساير پيامبران است، نوح، موسي، ابراهيم و محمد(ص). اما از نظر كلام مسيحيت امروزي، چنين نيست. مقايسه ميان پيامبر اسلام در اعتقاد اسلامي با عيسي در اعتقاد مسيحيت ناصحيح است. اگر كسي بخواهد مقايسة صحيحي انجام بدهد بايد ميان عيسي و قرآن مقايسه كند. هر دو موجود يعني عيسي و قرآن كلمه....اند.
عيسي در عقيدة مسيحيت موجوديست الهي كه از خداوند نازل شده است. و معناي نزول يعني مادي شده خاكي شده، مجسم شده است كه به قول تعبير متكلمين مسيحي كه در اينجا واژه فرنگي استعمال ميكنند و ميگويند ( icaratio ) كه منظور از اين كلمه يعني مجسم شدن عيسي الهي، به صورت عيسي خاكي، و مادي. قرآن نيز در اعتقاد اسلامي، چنين است. يعني كلمةا...از حالت لوح محفوظ و كتاب مكنون، به صورت قرآن مصحف، يا به تعبير ديگر بينالدفعتين در آمده كه همة انسانها بتوانند با آن تماس بگيرند. در مرحله بالايي به تعبير قرآن هيچ كس نميتوانست آن را در يابد و تماس بگيرد، مگر مطهرون، لايمسه الاالمطهرون،(سوره واقعه). كه منظور از مطهرون اهل بيت رسول ا...(ص) هستند كه خداوند آنان را مطهر معرفي كرده است.

اما در وضعيت نازل شدة فعلي، قابل تماس براي همه است به صورتي كه همة ما مردم قرآن را ميخوانيم هر چند كه به اندازة در كمان ميتوانيم برداشت بكنيم. با عبور از اين مقدمه ميخواهم عرض كنم مفهوم نزول روشن شد. در يك مرحلهاي قرآن يعني كلمةا... به آسمان دنياي خاكي تنزل يافته و آن مرحله را قرآن شب قدر ناميده است. اما از اين آيه استفاده ميشود كه اين جريان تدريجي نبوده و بلكه دفعي انجام شده است. در اينجا به نظر گروه كثيري از صاحب نظران، نزول دفعي قرآن بر قلب رسول ا...(ص) بوده است اما اين كه حسب روايات متواتر هر از چند گاه به مناسبتي آيهاي به رسول ا...(ص) وحي ميشده و ايشان تلاوت ميكردند منافات با اين نكته ندارد. بلكه آنها نزول تدريجي قرآن را حكايت ميكنند. يعني اين اجازه و فرماني است كه از ناحية حق بر رسول ا...(ص) نازل ميشده كه اين قطعه از قرآن را براي مردم بخواند. در قرآن مجيد آيهاي وجود دارد كه خطاب به رسول ا...(ص) ميگويد، و لاتعجل بالقرآن من قبل ان يقضي اليك وحيه. از اين آيه استفاده ميشود كه قبل از وحي الهي نسبت به آيات قرآن، خود قرآن به طور يكجا در قلب رسول ا...(ص) وجود داشته و لذا توصيه ميشود به ايشان كه عجله نكنند و آيات را يكجا نخوانند. تا اينجا معلوم شده كه معناي شب قدر چيست.

ولي در حاشية اين مسئله چند نكتة ديگر وجود دارد يكي اينكه چنين شبي قدر ناميده شده كه از معارف اسلامي كاملاً روشن است كه تسمية شب قدر به اين نام به خاطر نزول قرآن نبوده بلكه قرآن در آن شب نازل شده. در اينجا رواياتي در توجيه اين مسئله ميبينيم كه گفته ميشود شب قدر شبي است كه مقدرا ت انسانها در آن شب تعيين ميگردد. البته بايد توجه داشته باشيم كه ما از نظر معارف اسلامي معتقد به آزادي انسان هستيم و از نظر اسلام انسان موجودي مسؤول و متعهد است. و مادام كه انسان آزاد نباشد، مسؤوليت معنا ندارد. و به تعبير ديگر از نظر اسلام مقدرات انسان به دست خود اوست. او خود ميتواند خوشبخت باشد و سعادتمند و ميتواند، سعادت خود را از دست بدهد. اين معنا با آنكه مقدرات جهان در يك برنامه الهي تنظيم شده باشد منافات ندارد. البته در اين جا توضيح فلسفي و كلامي پيچيده، نه ضروري است و نه مناسب است. اجمالاً آنكه آنچه كه بشر با اراده و آزادي خود انجام ميدهد، در علم ازلي مشخص است و به هيچ وجه علم حق سلب آزادي و اختيار از او نميكند.
تنزل الملائكة و الروح، يعني پايين آمدن فرشتگان و روح در شب قدر بر روي كرة خاكي، چه معنايي دارد و منظور از فرشتگان و روح چيست؟
تفسيري كه در روايات اسلامي از اين نكته شده چنين است كه روح (منظور جبرائيل يا روح الامين است) به همراهي ملائكة حق به زمين نازل ميشوند. در حديث شريفي ديدهام كه امام علي(ع) ميفرمايد، هر وقت خواستيد با مخالفين ما به گفتگو و مباحثه بنشينيد و حقانيت مارا به اثبات برسانيد با سورة قدر با آنان سخن بگوييد. از آنان بپرسيد كه اين آية شريفه يعني نزول ملائكه و روح الامين آيا مخصوص زمان خاصي بوده و يا هميشه چنين است. بي ترديد پاسخ خواهند داد مستفاد از آيه چنين است كه اين مسئله امري دائمي و مستمر است. و اختصاص به زمان خاصي نداشته است. اگر اين پاسخ را دادهاند شما از آنان بپرسيد كه اينها براي چه ميآيند، با توجه به صدر سورة شريفه كه مربوط به شب قدر است به هر حال براي مقدرات و عملكردهاي انسانها ميآيند.
آنها نزد چه كسي ميروند؟ و سرنوشت انسانها و آدميان را با چه كسي در ميان ميگذارند؟
معناي حديث شريف اين است كه اين سورة شريفه كاملاً بيان ميكند وجود يك انسان كامل كه خليفه الله بر روي زمين است، همواره ضروري و لازم است. خدا در قرآن مجيد انسان را خليفة خود معرفي كرده است. نظرية انسان كامل در عرفان اسلامي جايگاه رفيعي دارد در عرفان محيالدين عربي اين نظرية به اوج خود رسيده است و پس از ايشان نيز همواره توسط عارفان بزرگ تفسير و تبيين گرديده است. اين نظريه به نظر اين جانب در ميان مكاتب اسلامي هيچ كدام به نحوي كه با عقيدة شيعه منطبق است با هيچ مكتب ديگر قابل انطباق نميباشد. بنا بر نظرية شيعه اثني عشريه، هم اكنون نيز يك فرد انسان كامل، و حي خداوند را در روي زمين عبادت ميكند كه همان حضرت بقيةا...الاعظم است.

اين اعتقاد مخصوص اين طايفه است و طوايف ديگر اسلامي هر چند به محدوديت قائل باشند ولي به امام زندة باقي قائل نيستند. در اين حديث شريف كه اشاره كردم ميخواهد اثبات وجود انسان كامل واسطة ميان خلق و خالق را نمايد. كه واسطه در فيض حق است. از شما براي تحمل اين مباحث نسبتاً سنگين عذر ميخواهم، از نظر فلسفي ميان حق كه مفيض الاطلاق است و ازلي و قديم است با جهان كه مستفيض و حادث است و هر روز پديدهاي نو دارد، چگونه ميتوان ارتباط بر قرار كرد؟ آيا حادث ميتواند بلاواسطه مرتبط با قديم باشد؟ و به تعبير روشنتر چگونه ميتواند علت قديم و ازلي معلولش حادث و جديد باشد؟ براي حل اين معماي بزرگ بي شك واسطه در فيض بايد پذيرفت، فيض ازلي حق چگونه ميتواند براي پديدة ممكن امروز واصل گردد؟ در نظرية انسان كامل اين پاسخ داده شده است انسان كامل، گيرندة فيض حق است و از ناحية او به ساير موجودات افاضه ميشود و معناي نزول ملائكه به همراهي روح الامين و آوردن مقدرات كه كنايه از همان فيوضات ازلي است همين است. اين است كه در احاديث زياد گفته شده كه ليالي قدر منتسب به اهل بيت (ع) ميباشد.
چرا در اين سوره اشاره نشده به اين كه شب قدر در ماه رمضان است؟
البته در اين سورة شريفه اشاره به اين كه ليلة القدر در ماه رمضان است نشده. ولي در آيات ديگر، آنجا كه به ماه رمضان اشاره ميشود، گفته شده «شهر رمضان الذي انزل في القرآن». كه با كنار گذاشتن اين آيه در كنار سورة قدر، معلوم و مشهود ميشود كه ليلة القدر در ماه رمضان است.
خصوصيات و ويژگيها و اعمال شب قدر چيست؟
قرآن براي عظمت ليلة القدر تعبير جالبي كرده است خطاب به رسول الله ميفرمايد وما ادراك ما ليلة القدر. يعني، اين شب آنقدر با اهميت است كه حتي تو اي رسول من به اهميت آن واقف نيستي. دربارة عبادت در شبهاي قدر روايات زياد وارد شده و معمولاً در اين روايات عبادتهايي نظير خواندن قرآن، احياء داشتن شب، نمازها و نوافل خاصي، توصيه شده است. ولي حديثي به خاطر دارم كه صدوق نقل ميكند كه براي من بسيار جالب است. و آن اين است كه از امام (ع) سؤال شد، در شب قدر كدام عمل افضل اعمال است امام پاسخ دادند، فراگيري علم. به نظر ميرسد در اينجا علم به معناي ظاهري و مشهور خودش نيست.

منظور از علم در اينجا معرفت است. و امام ميخواهد بفرمايد عبادت در معارف اسلامي به نحوه و كيفيت آن توجهي نيست، آنچه بيشتر مورد سفارش است شناخت است. انسان قبل از هر چيز بايد خود، جهان و هستي، مبدأ آن و منتهي آن و هدف از خلقت را خوب بشناسد و روي آن فكر كند و با تفكر و تأمل باهستي تماس بگيرد. و به قول حافظ از طريق جام جهان بين كه منظور دل آدمي است و همواره در كنار اوست با حقايق هستي تماس حاصل نمايد. و خدا را از اين رهگذر لمس كند. اين است معناي علم و معرفت. وگرنه عبادتهاي بدون تأمل و تعقل و معرفت هيچ گونه ارزشي ندارد.

در روايات اسلامي اين معنا به تعبيرات مختلفي آمده در يك حديث ديگر آمده است «العابد بلافقهٍ كحمار الطا حونه» يعني شخصي كه عبادت ميكند و نميفهمد، يعني شناخت ندارد، نميداند چه ميكند و چرا عبادت ميكند و چه چيزي را ميپرستد و اصولاًپرستش به چه معناست؟ چنين شخصي در تعبير امام (ع) مانند استري است كه در آسيابهاي سابق براي كوبيدن گندم استفاده ميكردند. كه چشم او را ميبستند و چوبي به گردن او آويز بود كه سر ديگرش به سنگ آسياب بسته بود. استر ميگشت و آسياب كار ميكرد و چون دو چشمش بسته بود چنين ميپنداشت كه راه زيادي پيموده است در حالي كه شب كه چشم او را باز ميكردند همان نقطهاي بود كه صبح حركت كرده بود. عابدهاي بدون تعقل و معرفت نظير چنين حيواني هستند كه هر چه بدوند به جايي نميرسند از عبادت چيزي دستگيرشان نميشود تربيت نميشوند. در شبهاي قدر به ما توصيه شده است به تحصيل معرفت، ما اگر بفهميم كه منظور از آمرزش چيست و عفو الهي چه معنايي دارد چنانچه در شب قدر و به طور كلي ليالي ماه رمضان از خداوند متعال اگر طلب عفو ميكنيم پس از انقضاء ماه خودمان درك خواهيم كرد كه آيا دعايمان مستجاب شده و عفو الهي شامل حالمان شده است يا خير؟ در حالي كه متأسفانه ما در اين شبها علي الدوام فرياد ميزنيم الهي العفو، در حالي كه بلافاصله از زبان مان شرارت و خباثت آزار به اين و آن فرو ميريزد، تمام وجودمان حسد، حرص، طمع، عداوت با همنوع، شهوات و غرايز، ولي زبانمان به در خواست عفو الهي مشغول است در حالي كه اگر بخواهيم مشمول عفو الهي شويم گام اول آن است كه سعي در اصلاح و تربيت خويشتن نماييم. از خداوند متعال توفيق و سعادت شما را خواهانم.

|+|
نوشته شده توسط  كاراگاه منيژه ! در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 21:0
وضعيت منابع، ليست ارائه دروس و ليست عناوين 87-1386 

برنامه ۹ ترم علوم پايه

ليست عناوين علوم پايه

منابع علوم پايه

برنامه امتحانات دوره هاي كارشناسي و كارداني رشته هاي علوم پايه(ترم اول ۸۶-۸۷)  

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 7:45
معرفی سایت 
پايگاه اينترنتي بانك اطلاعات نشريات كشور هم اكنون فهرست بيش از يك هزار عنوان نشريه تخصصي و عمومي داخلي را در خود جاي داده و روزانه با درج فهرست مطالب و چكيده هاي نشريات تازه انتشار روزآمد ميشود.
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 0:19
روبات ها تا پنجاه سال ديگر حقوقي مشابه انسان ها به دست مي ‌آورند ... 

گزارش جديدي كه توسط گروهي از حقوقدانان انگليسي منتشر شده اعلام شده است كه روباتها تا پنجاه سال ديگر از حقوق اجتماعي مشابه حقوق انسانها برخوردار شده و حتي مجبور به پرداخت ماليات مي‌شوند و در انتخابات شركت مي‌كنند.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایرنا، كارشناسان شركت ارائه خدمات مشاوره مديريتي "آوت‌سايت" در انگليس و نيز سازمان تحقيقاتي "ايپسوس موري" در مطالعه‌اي كه هزينه آن توسط دولت انگليس تامين شده، از برخورداري روباتها از حقوق اجتماعي بالا در سالهاي آينده خبر مي‌دهند.

در اين گزارش ذكر شده‌است كه كليد دست‌يابي روباتها به حقوق اجتماعي، ميزان دست‌يابي آنها به هوش مصنوعي است. چنانچه روباتها در سالهاي آينده به ميزان بالايي از هوش مصنوعي دست يابند و حتي بتوانند همانند خود را ايجاد و تعمير كنند و نيز توانايي‌هاي خود را بهبود ببخشند، در اين صورت روباتها از حقوقي مشابه انسانها در جامعه برخوردار مي‌شوند.

از سوي ديگر برخورداري از حقوق اجتماعي شبه انسانها براي روباتها به معناي اعطاي وظايفي به روباتهاست كه پيش از اين تنها بر عهده انسانها بوده‌است و از جمله آنها مي‌توان به پرداخت ماليات و نيز انجام اجباري خدمت سربازي اشاره كرد.

در اين گزارش همچنين ذكر شده‌است كه در سالهاي آينده بحثهاي زيادي در زمينه حقوق روباتهاي هوشمند، مشابه بحثهاي فعلي در زمينه حمايت از حقوق حيوانات، مطرح خواهد شد.

|+|
نوشته شده توسط   در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 1:36
برنامه نیمسال اول 85-86 

 

برنامه کلاسی کلیه رشته ها ی دانشگاه

پیام نور مرکز فریمان نیمسال اول ۸۵-۸۶

 

|+|
نوشته شده توسط   در یکشنبه هفتم آبان 1385 و ساعت 2:18
الگوریتم‌های مرتب‌سازی(Sorting algorithms) 

در این جدول، n تعداد داده‌ها و k تعداد داده‌ها با کلیدهای متفاوت است. ستون‌های بهترین، میانگین و بدترین، پیچیدگی در هر حالت را نشان می‌دهد و حافظه بیانگر مقدار حافظهٔ کمکی (علاوه بر خود داده‌ها) است.

نام بهترین میانگین بدترین حافظه پایدار مقایسه‌ای‌ روش توضیحات
مرتب سازی حبابی (Bubble sort) (O(n (O(n2 (O(1 بله بله جابجایی Times are for best variant
Cocktail sort (O(n (O(n2 (O(1 بله بله جابجایی
Comb sort (O(n log n (O(n log n (O(1 خیر بله جابجایی
Gnome sort (O(n (O(n2 (O(1 بله بله جابجایی
Selection sort (O(n2 (O(n2 (O(n2 (O(1 خیر بله گزینشی
Insertion sort (O(n (O(n2 (O(1 بله بله درجی
Shell sort (O(n log n (O(n log2n (O(1 خیر بله درجی Times are for best variant
Binary tree sort (O(n log n (O(n log n (O(1 بله بله درجی
Library sort (O(n (O(n log n (O(n2 ε+1)n) بله بله درجی
Merge sort (O(n log n (O(n log n (O(n بله بله Merging
In-place merge sort (O(n log n (O(n log n (O(1 بله بله Merging Times are for best variant
Heapsort (O(n log n (O(n log n (O(1 خیر بله گزینشی
Smoothsort (O(n (O(n log n (O(1 خیر بله گزینشی
Quicksort (O(n log n (O(n log n (O(n2 (O(n خیر بله Partitioning Naive variants use (O(n space
Introsort (O(n log n (O(n log n (O(n log n (O(n خیر بله Hybrid
Pigeonhole sort (O(n+k (O(n+k (O(k بله خیر Indexing
Bucket sort (O(n (O(n (O(n2 (O(k بله خیر Indexing
Counting sort (O(n+k (O(n+k (O(n+k بله خیر Indexing
Radix sort (O(nk (O(nk (O(n بله خیر Indexing
Patience sorting (O(n (O(n log n (O(n خیر بله درجی تمام زیر دنباله‌های صعودی را با (O(n log (log(n پیدا می‌کند.

این جدول الگوریتم‌هایی را توضیح می‌دهد که به علت اجرای بسیار ضعیف و یا نیاز به سخت‌افزار خاص، کاربرد زیادی ندارند.

نام بهترین میانگین بدترین حافظه پایدار مقایسه‌ای توضیحات
Bogosort (O(n O(n × n!) بدون حد (O(1 خیر بله
Stooge sort (O(n2.71 (O(n2.71 (O(1 خیر بله
Bead sort (O(n (O(n N/A خیر به سخت‌افزار مخصوص نیاز دارد.
Pancake sorting (O(n (O(n خیر بله به سخت‌افزار مخصوص نیاز دارد.
Sorting networks (O(log n (O(log n بله بله Requires a custom circuit of size (O(log n

لینک منبع

|+|
نوشته شده توسط   در یکشنبه هفتم آبان 1385 و ساعت 1:2
قوانین جرائم رایانه ای 
سلام دوستان مهربانم

بد نیست آدم بدونه چی جرمه و چی نیست. همیشه دونستن قانون در اولویت قرار داره و ما باید بهره ی کامل از استفاده ی صحیح از قوانین ببریم. امیدوارم که هیچ کدوم ما هیچ وقت مجرم نباشیم اولا در پیشگاه خودمون و بعدم در برابر فانون.

cybercrime1.jpg
 نسخه جديد اين قانون، پس از بررسي و تصويب در قوه قضاييه آماده است تا با امضاي رييس اين قوه جهت ادامه سير بررسي و نهايتاً طرح در پارلمان، به دولت ارسال شود. در اين نسخه تغييرات قابل توجهي نسبت به پيش‌نويس اوليه ديده مي‌شود.


ارادتمند شما مهرگان ایرانی

جهت مطالعه:
- پيش‌نويس قانون مجازات جرائم رايانه‌اي(پيش از بررسي در قوه قضاييه)


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 13:32
کرمها ( worms ) 

شرارتهاي Email :

كرمها اصولاً ويروس نيستند با اين وجود تفاوت بين آنها بسيار اندك است و معمولاً در اخبار روزمره آنها را با يكديگر اشتباه مي گيرند. ويروسها يك كامپيوتر منفرد را آلوده مي كنند وسعي نمي كنند به كامپيوتر ديگري راه پيدا كنند كرمها به كامپيوترهاي ديگر انتقال پيدا مي كنند با اعمال شما. ( مثلاً با اشتراك گذاشتن  فايلها بوسيله email يا بوسيله فلاپي ديسك ها كرمها به شدت علاقه مندند كه فقط خود را در ميان يك شبكه گسترش دهند. آنها به طور خود كار خودشان را به كامپيوترهاي ديگر انتقال مي دهند به علت اينكه انتقال آنها بين كامپيوترها به طور خودكار انجام مي پذيرد سرعت گسترش آنها بسيار سريعتر از ويروسها است.

معمولترين راه گسترش يك كرم اين است كه خود را به همه آدرسهاي email اي كه شما در address book خ.د ليست كرده ايد برساند يا outlook شركت مايكروسافت برنامه email اي است كه بيشترين آسيب پذيري را در برابر حمله كرمها دارد فقط به اين دليل كه عمومي ترين برنامه است براي كاهش دادن احتمال آلوده شدن به كرمها شما مي توانيد مراحل زير را اجرا كنيد:

·         هيچ فايل الصاقي ( attachment ) غير منتظره اي را در email هاي خود باز نكنيد ( بخصوص آنهايي را كه شامل پيغامهاي معمول مانند در اين جا فايلي كه شما درخواست كرده ايد وجود دارد. ) هر چند آنها از منابع مطمئني براي شما ارسال شده باشند. براي فرستنده email اي بفرستيد (reply ) و از او سئوال كنيد او واقعاً چنين فايلي براي شما فرستاده است يا نه؟

·         يك آنتي ويروس نصب كنيد و آن را مرتباً up to date كنيد.

·         اگر ممكن است از نرم افزار email اي به قير از Outlook Express استفاده كنيد.

كرمي كه به خوبي منتشر شده "Love Letter" نام دارد كه با فرستادن خود به آدرس email اي كه در address book نرم افزار Outlook Express وجود دارند منتشر مي شود به راحتي كپي كردن فايل در كامپيوتر قرباني خود را وارد مي كند و با يك عنوان به صورت "I LOVE YOU"  وارد مي شود و پيغام آن به صورت زير است :

"Rindly chek the attached LOVE LETTER coming from me"

بدليل اينكه email از يك فرد شناخته شده براي گيرنده ارسال شده است بسياري از مردم گول مي خورند و كرم در حجم وسيع گسترش پيدا مي كند. اگر چه به كامپيوتر قرباني آسيب وارد مي شود ولي آسيب اصلي به كل شبكه وارد مي شود و همه آن را آلوده مي كند.

اسب تراوا چيز جالبي بنظر مي رسد اما چيزهاي آسيب رسان و كثيفي در بر دارد. و در لباس خدمات مفيد يا پيوستهاي ( attachments ) جذاب در email مثلاً يك screen saver پخش مي شود. آنها فايلهي الصاقي براي شما مي فرستند كه آنقدر براي شما جالب است كه آنها را براي دوستانتان مي فرستيد. در حاليكه آثار مخرب آن پنهان بوده با تأخير عمل مي كند بنابراين شما نمي دانيد چيزي كه در حال فرستادن آن هستيد يك فايل خطرناك است.

 در مواقع ديگر اين كرمها تكثير مي شوند مانند يك كرم اينترنتي و خود را به صورت اتوماتيك به كامپيوترهاي ديگر مي رسانند و معمولاً از Outlook Express استفاده مي كنند.

|+|
نوشته شده توسط  الياس در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 5:17
انتظار مرگ آسا 
لاشخور اصلی کجاست

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 12:5
تقدیم به طرفداران رابرت دنیرو بازیگر محبوب من 

سالروز تولد"رابرت دنیرو"، بازیگر و كارگردان آمریكایی

 

رابرت دنیرو در سال ۱۹۴۳ در نیویورك متولد شد او را بامشخصه‌‏هایی چون شیوه بازیگری متد و بازی در بسیاری از فیلم‌‏های مارتین اسكورسیزی می‌‏شناسند.دنیرو برای تطبیق با نقشی كه قرار است بازی كند هر گونه تغییری كه لازم باشد در خود می‌‏دهد به عنوان مثال برای بازی در فیلم "گاو خشمگین" وزن خود را ۲۷ كیلو اضافه كرد و در ضمن آن ورزش بوكس را هم یاد گرفت و یا برای بازی در "نیویورك نیویورك" نواختن ساكسیفون را آموزش دید. هر دو فیلم ساخته اسكورسیزی هستند.دینرو در بازی از عضلات صورتش نیز از مهارت فوق‌‏العاده‌‏ای برخوردار است.
نخستین بازی دینرو در فیلم فرانسوی "سه اتاق در منهتن" در سال ۱۹۶۵ بود پس از آن نیز در سال ۱۹۶۸ در فیلم "سلام مامان" ساخته بریان دی‌‏پالما بازی كرد.پس از این‌‏ها، وی نقش‌‏های كوچك و بزرگی در فیلم‌‏های مختلف داشت كه چندان به چشم نمی‌‏آمدند، تا اینكه در سال ۱۹۷۳ با حضور در فیلم"طبل را آرام بنواز" محبوبیت یافت و در همین سال بود كه كار با اسكورسیزی را شروع كرد.راننده تاكسی (۱۹۷۶)، سلطان كمدی (۱۹۸۳) و كازینو (۱۹۹۵) از دیگر فیلم‌‏های مشترك دنیرو با اسكورسیزی هستند.دنیرو در اواسط دهه ۱۹۸۰ سرمایه‌‏گذاری در منطقه تریبكا در نیویورك را آغاز كرد تاسیس استودیو فیلم‌‏سازی و بنیان‌‏گذاری فستیوال فیلم از جمله فعالیت‌‏هایش در این بخش بود.
این هنرمندبرجسته عرصه سینما بعدها اظهار داشت برخی از نقش‌‏های نه چندان مهمی كه در دهه ۱۹۹۰ بازی كرده صرفا به خاطر حمایت از این فعالیت‌‏ها بوده است.دینرو تاكنون دوبار برنده جایزه اسكار با بازی در فیلم های "گاو خشمگین" و پدر خوانده ۲ شده است.
از دیگر فیلم‌‏های وی می‌‏توان به شكارچی گوزن، روزی روزگاری در امریكا، شب و شهر،‌‏زندگی این پسر، یك داستان برانكسی، فرانكنشتاین مری شلی، مخمصه، خواب‌‏گردها، روئین، امتیاز و قایم باشك اشاره كرد ؛ این در حالی است كه چوپان خوب (۲۰۰۶) چه اتفاقی افتاد (۲۰۰۷) از فیلم‌‏های جدید وی هستند.

پنج‌‏شنبه ۱۷ اوت (۲۶ مردادماه) سالروز تولد" رابرت دنیرو"، بازیگر و كارگردان امریكایی است.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 23:13
تقدیم به عین جان پسر نازنینم 
 

نحوه ی گرفتن صحیح مائوس

چون عین جان روی سخنش با شخص خاصی نبود و علاقه دارن که مطالب علمی معقول و مرتبط با کامپیوتر (ببخشید رایانه ی یارانه ای ) در این وبلاگ داشته باشیم تصمیم گرفتم این مطلب را آپلود کنم. بنابراین این دفعه به صورت اتفاقی و از قضای روزگار روی سخنم در ابتدای امر با پسرم عین جانه.برای گرفتن صحیح مائوس بایستی در ابتدا به این نکته دقت کنیم که چپ دست هستیم یا راست دست . اگر راست دست هستیم وقتی ویندوز را نصب می کنیم تنظیمات اولیه مایکروسافت بیلی جون مبتنی بر عملکرد راست دست هاست یعنی اگر مائوس در دست راست ما باشد کلید اجرائی در سمت چپ (چپ کلیک) و کلید توضیحات در سمت راست (راست کلیک) خواهد بود. ولی کسانی که چپ دست هستند البته منظور بدی ندارم یعنی دست چپی هستن می توانند با مراجعه به قسمت کنترل پنل و انتخاب منوی مائوس تغییرات لازم برای دایورت کردن کلیک ها  انجام بدهند همچنین می توانند تغییرات دلخواهی را برای عملکرد مائوس خود تعیین نمایند بدین معنی که بعضی تمایل دارند دابل کلیک خود را به تک کلیک بدل نمایند که از همان قسمت قابل دستیابی می باشد.اندازه ی مائوس مطلب دیگری است که بد نیست اندکی در مورد آن بگویم مائوس را بایستی متناسب با اندازه ی کف دست خود انتخاب کرد بدین معنی که خیلی بزرگتر یا کوچکتر نباشد زیرا به مفصل مچ دست آسیب می رسد. در مورد نحوه ی به دست گرفتن آن بهتر است کل دست را بر پشت این موش الکترونیکی سوار کنیم تا امکان راحت ترین حرکت برایمان فراهم شود.امیدوارم که این مطلب براتون مفید واقع شده باشد و ترجمه ی سنگینی از مفاهیم کامپیوتری نباشد.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 12:5
یه نکته  
 

چگونه مي توان چند برنامه را سريع بست؟
سوال : چگونه مي توان 2 يا 3 برنامه باز را سريع بسته اما بقيه را باز نگه داشت؟
جواب : سريعترين راه براي بستن چندين برنامه پايين نگه داشتن دكمه Ctrl و كليك روي برنامه هايي است كه روي نوار وظيفه (Windows Task Manager) قرار دارند.
سپس در حاليكه هنوز دكمه Ctrl را پائين نگه داشته ايد روي يكي از برنامه هاي انتخاب شده راست كليك كنيد و از منوي ظاهر شده گزينه Close را انتخاب كنيد. با استفاده از اين روش مي توان برنامه را كوچك و بزرگ كرد تا به حالت اوليه باز گرداند يا به صورت آبشاري و تمام صفحه آنها را در آورد.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 0:37
اینم یه جور آشپزی واسه دخترانی که بلد نیستن تخم مرغ درست کنن !!! 

ولادیمیر لوگوسکی (Vladimir Lagovski) و آندری مویسنکو (Andrei Moiseynko)

ولادیمیر لوگوسکی (Vladimir Lagovski) و آندری مویسنکو (Andrei Moiseynko) از روزنامه‌ی Komsomolskaya Pravda در مسکو تصمیم گرفتند که به صورت مستقیم مضرات تلفن همراه را نشان بدهند. در این آزمایش هیچگونه جادویی در مورد چگونگی پخت با تلفن‌های همراه وجود ندارد و تنها موضوع محرمانه‌ی این آشپزی امواج رادیویی است که از تلفن‌های همراه منتشر می‌شود!
این دو روزنامه‌نگار سیستمی همانند مایکروویو را خلق کردند که در شکل زیر مشاهده می‌کنید. در این سیستم تخم مرغ را طوری بین دو تلفن همراه قرار می‌دهیم که طرف صفحه‌ی نمایشگر و یا به عبارتی طرفی که با آن صحبت می‌کنیم در مقابل هم قرار بگیرند. یک ضبط صوت را هم در مقابل گوشی‌ها قرار داده‌اند تا صداهای تولید شده از تلفن همراه را در حالی که گوشی‌ها روشن‌اند را پخش کند.

سیستم ماکروویو اختراعی دو روزنامه‌نگار روسی

بعد از 15 دقیقه: تخم مرغ اندکی گرم می‌شود.
بعد از 25 دقیقه: تخم مرغ بسیار گرم می‌شود.
بعد از 40 دقیقه: تخم مرغ بسیار داغ می‌شود.
بعد از 65 دقیقه: تخم مرغ پخته شده است!
شما در شکل زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید:

و حالا تخم مرغ پخته است!

نتایج:
1- پختن تخم مرغ با موبایل امکان‌پذیر است ولی بسیار گران قیمت! (4875 تومان، 4.5 دلار یا 123 روبل)
2- تمام صحبت‌های گفته شده در مورد این خطر اغراق‌آمیز است و در صورتی مغز شما پخته می‌شود که شما ساعات بسیار زیادی را مشغول صحبت کردن با موبایل باشد!
3- در آخر هم ما توصیه می‌کنیم که تلفن همراه خود را در زیر شلواری خود قرار ندهید.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 23:53
این دفعه ضرب المثل نه ضرب المچل 
 

انگليسي:

زن شري است مورد نياز.

زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.

 هلندي:

وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.

 استوني:

از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوي:

آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و هندوانه مشکل است.

بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.

 آلماني:

کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.

وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود.

کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.

 يوناني:

شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

 گرجي:

اسلحه زن اشک اوست.

 ايتاليايي:

اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.

زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.

دوستان به صورت اتفاقی و از قضای روزگار تمام این ضرب المثل ها در مورد زنان می باشد و هیچ هدف انحصارگرانه ای در آن نبوده است.

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 23:16
رحم کردن را بیاموزیم ... 
 

حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است :

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .

مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))

كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .

مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .))

مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .))

شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد

ارادتمند شما مهرگان ایرانی

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 23:42
شعار تیم های حاضر در جام جهانی  
اینم برای فوتبالیها : شعارها را با روحیه ملتها مقایسه کنید پیشنهادمیکنم کتاب روح ملتها را نوشته "آندره زیگفرید" ترجمه" احمد آرام "را اگه گیر آوردین حتما بخونین

آلمان: «ما فوتبال هستيم»
اكوادور: «اكوادور زندگي‌ام، فوتبال تعصبم، جام هدفم»
لهستان: «سفيد و قرمز، خطرناك و دلير»
كاستاريكا: «تيم ما، ارتش ما، اسلحه‌مان توپ، بيا بريم به جام جهاني و همه چيز را بگيريم»


انگلستان:«يك ملت، يك جام، يازده شير»
پاراگوئه:«از قلب آمريكا... اين روحيه‌ي گواراني است»
ترينيدادوتوباگو:«اين هم دلاوران سوكا، روحيه جنگندگي كارائيب»
سوئد:«جنگ! روحيه را نشان بده! بيا! همه شما را حمايت مي‌كنند.

آرژانتين:«برخيز! آرژانتين در راه است.»
ساحل عاج:«فيل‌ها بجنبيد! پيروز جام شويد»
صربستان و مونته‌نگرو:« تنها به عشق بازي»
هلند:«نارنجي‌ها، طلايي مي‌شوند»

مكزيك:«هيجان آستك در جهان»
ايران: «ستارگان پارسي»
آنگولا:«آنگولا در راه است، تيم مردم ما هستند»
پرتغال:« با پرچمي در پنجره و ملتي در ميدان»

ايتاليا:«آبي افتخار ما، ايتاليا افتخار ما»
غنا:«ستارگان سياه برويد، ستارگان جهان ما»
ايالت متحده:«متحد بازي مي‌كنيم، متحد مي‌بريم»
جمهوري چك:«باور و قدرت شير، براي پيروزي و هوادارانمان»

برزيل:«وسيله‌اي كه يكصد و هشتاد ميليون قلب آن را كنترل مي‌كند»
كرواسي:«با آتشي در وجودمان، پيش به مرحله نهايي»
استراليا:«ساكروهاي استراليا، پيش به سوي افتخار»
ژاپن:«روحيه‌ي سامورايي‌تان را نشان دهيد»

فرانسه:«آزادي ، برابري، جام جهاني»
سوييس:«2006 ، ساعت سوييس است»
كره جنوبي:«اسطوره‌ي تمام نشدني، كره‌اي و متحد»
توگو:«انگيزه براي پيروزي، تشنگي براي موفقيت»

اسپانيا:«اسپانيا، يك كشور و يك هدف»
اوكراين:«با حمايت ما، اوكراين نمي‌تواند موفق نشود!»
تونس:«عقاب‌هاي كارتيج، بالاتر و قدرتمندتر از هميشه»
عربستان سعودي:«شاهين‌هاي سبز نمي‌توانند متوقف شوند»

|+|
نوشته شده توسط  دشلمه در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 21:1
کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران  

اینروزها همه جا صحبت از کاریکاتوریست که بر علیه هموطنان آذری در روزنامه ایران چاپ شد و باعث گردید تا موسسه ۷۰۰۰ نفری ایران تا اطلاع ثانوی تعطیل  باشد

ما هم گفتیم که بچه های وبلاگ ما اگه این کاریکاتو رو ندیدند ببینند  هر طور بود یک نسخه از اونو گیر آوردیمو براتون آپ کردیم

قابل شما رو نداره

|+|
نوشته شده توسط  دشلمه در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 21:16
منابع درسی رشته علوم کامپیوتر 

پیش نیاز

انتشارات

مولف یا مترجم

عنوان منبع درسي

نام درس

ردیف

ریاضی پیش

 

پيام نور

پيام نور

فرخو ، ممقاني

تهيه شده توسط گروه رياضي

رياضي عمومي 1و2

دنباله هاوسريها (جزوه)

رياضي عمومی 1

 

1

فیزیک پیش

پيام نور

هريس بنسون / بهاري

فيزيك پايه يك (مكانيك)

فيزيك  1

2

-----

پیام نور

یوسف خانی ، تنها

اصول کامپیوتر 1

اصول كامپيوتر 1

3

1

پيام نور

پیام نور

جلوداري  ممقاني

تهیه شده توسط گروه ریاضی

رياضي عمومي 2  و 3

مقاطع مخروطی و رویه ها  

رياضي عمومي 2

4

 1 یا همزمان

دانشگاه صنعتي شريف

بهروز قلي زاده

ساختمان گسسته

رياضيات گسسته

5

3

پیام نور

دکترکریم زادگان

اصول کامپیوتر 2

اصول كامپيوتر 2

6

5 ، 6

خراسان

هورويتز ، ساهني / علیخانزاده

ساختمان داده ها در C

ساختمان داده ها والگوريتمها

7

4 ، 6

دانشگاه امام رضا

فانزه توتونيان ومنصوره صائمي

آناليزعددي جلداول

جبر خطي عددي

8

2 ، 4

پيام نور

دكترابوكاظمي

فيزيك پايه  2 (آزمايشي)

فيزيك پايه 2

9

2 ، همزمان با 9

 

 

بدون منبع

آزمايشگاه فيزيك پايه الكتريسيته

10

6

 

 

بدون منبع

اصول سيستمهاي كامپيوتري

11

7

جهاد دانشگاهي مشهد

جعفر نژاد قمي

طراحي الگوريتمها

طراحي و تحليل الگوريتمها

12

11 ، 5

پژوهشهاي فرهنگي

حجت ا... جليلي

نظريه زبانها و ماشينها

نظريه اتوماتها وزبانها

13

7

جلوه

سید محمد تقی رانکوهی

سیستم و ساختار فایلها

ذخيره و بازيابي اطلاعات

14

3 ، 4

پيام نور

بابليان

آناليزعددي 1 (قطعي)

آناليزعددي 1

15

4

نشردانشگاهی

آستان قدس

وال پول

بهبوديان

آمار رياضي

آمار و احتمال مقدماتی

آمار و احتمال 1

16

13

 

 

بدون منبع

نظريه محاسبات عددي

17

7

علوم رايانه

جعفر نژاد قمي

طراحي و پياده سازي زبانهاي برنامه سازي

زبانهاي برنامه سازي

18

14

جلوه

روحاني رانكوهي

مفاهيم بنيادي پايگاه داده ها

پايگاه داده ها

19

16

نشر دانشگاهي

وال پول و جان فرند

آماررياضي

آمارواحتمال 2

20

7 ، 85 واحد

 

 

بدون منبع

اصول طراحي نرم افزار

21

13 ، 7

 

 

بدون منبع

كامپايلر 1

22

7 ، 11

شيخ بها يي

 مشكناني ، پدرام

سيستمهاي عامل

اصول سيستمهاي عامل

23

5

نشر دانشگاهي

اندرتون / خسروشاهي

آشنايي با منطق رياضي

منطق

24

7 ، 20

 

 

بدون منبع

شبيه سازي كامپيوتر

25

پاس 60 واحد

پيام نور

طاهره فيضي 

مباني سازمان ومديريت (قطعی)

اصول مديريت

26

11

مركزنشردانشگاهي

محمدباقر بازرگان

كتاب آشنايي با تحقيق در عمليات

برنامه ريزي خطي

27

5

صنعتي شريف

 مهدوي اميري و كاظمي

برنامه ريزي غير خطي وخطي

برنامه ريزي غيرخطي

28

5

 

 

بدون منبع

نرم افزاررياضي

29

5

پیام نور

دکتر احمدی

آناليزعددي 2

آناليزعددي 2

30

3 ، 11

 

 

بدون منبع

طراحي هندسي كامپيوتري

31

15

 

 

بدون منبع

تحليل و  طراحي سيستمهاي اطلاعاتي

32

17 / 32

 

 

بدون منبع

متدولوژي ساخت سيستمهاي اطلاعاتي

33

17 / 32

 

 

بدون منبع

مديريت پروژه هاي نرم افزاري

34

17 / 32

 

 

بدون منبع

سيستمهاي اطلاعاتي مديريت

35

8

خراسان

مانو / سپيدنام

طراحی مدارهاي ديجيتال

مدارهاي منطقي

36

36 ، 6

نشر دانشگاهي

مانو / امير صادقي

معماري سيستمهاي كامپيوتر

معماري كامپيوتر

37

37

آستان قدس رضوي

حسن نيا

Brey-z-80

ريز پردازنده 1

38

15 ، 16 ، 21

جلوه

دكتر فهيمي

هوش مصنوعي

هوش مصنوعي

39

15

 

 

بدون منبع

گرافيك كامپيوتري

40

6 ،  85 واحد

نص

تننباوم/ مليكان و پدرام

شبكه هاي كامپيوتري

شبكه هاي كامپيوتري

41

25 ، 17

 

 

بدون منبع

سيستمهاي شي گرا

42

17

 

 

بدون منبع

مستند سازي نرم افزار

43

60 واحد

 

 

بدون منبع

روش تحقيق و گزارش نويسي

44

 

 

 

بدون منبع

پروژه

45

|+|
نوشته شده توسط   در پنجشنبه دهم فروردین 1385 و ساعت 10:2
عید نوروز 

انسان از نخستين سالهای زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رويداد های طبيعی، يعنی تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزی يعنی نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقويم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايی ها و نا هماهنگی هايی كه در تقويم قمری ، با تقويم دهقانی داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال نزد ايرانيان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است و همانطور كه ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه آورده است آغاز سال ايرانی از زمان خلقت انسان ﴿ يعنی ابتدای هزاره هفتم از تاريخ عالم ﴾ روز هرمز از ماه فروردين بود ، وقتی كه آفتاب در نصف النهار در نقطه ی اعتدال ربيعی و طالع سرطان بود.

پيدايش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بيرونی، طبری و بسياری ديگر كه منبع تاريخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبيات پيش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشيد می دانند. در خور يادآوری است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز بر گزار ميشده و ابوريحان نيز با آنكه جشن را به جمشيد منسوب می كند يادآور ميشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشيد عيد گرفت اگر چه پيش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

جشن نوروز

جشن نوروز دسته كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشيد، يك ماه می نويسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عيد گرفتند. عيد ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به نديمان و درباريان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سيزده به در" پايان می پذيرد. از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عيدی دادن و سفره ی هفت سين ياد كرد.

پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾

بنا بر سال نمای كهن ايران هر يك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقيمانده سال را پنجه ، پنجك يا خمسه مسترقه می نامند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقويم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.

لينك منبع

هفت سين
دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادماني عيد
دوباره عشق و اميد 
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار




فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم.
برايتان تندرستي و نيکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالي سرشار از شادی
و کامروايي داشته باشيد.

 

 

 

  

   

 

 

لينك منبع

|+|
نوشته شده توسط   در سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 و ساعت 9:15
من ادعائی ندارم ولی من مجبور شدم. 
اینم ای دی که آقای محدث قرار بود یک هفته قفلش کنه.

ببینید و بخندید.

halgir_m@yahoo.com

هر کی خواست مطمئن بشه قفله یا نه آف بزاره کمتر از ۵ ساعت جوابشو می دم.

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 و ساعت 2:19
از خورشيد چه آموخته ايم؟ 

از خورشيد چه آموخته ايم؟

فردا بار ديگر خورشيد از افق مهرباني ها طلوع خواهد كرد و هر چه در سينه دارد بي هيچ چشم داشتي ارزاني زمين و زمينيان خواهد كرد.

آري زمينيان آنان كه هيچ يك هرگز وسعت سخاوت و مهرباني خورشيد را نديدند و نياموختند كه مهربان باشند بي آنكه چيزي بخواهند.

روز با همه ي زيبايي هايش شروع مي شود و ساكنان اين كره ي خاكي چشم از خواب مي گشايندو سالم و سر حال زندگي را يك بار ديگر تجربه مي كنند و شايد هرگز به اين نمي انديشند كه ديروز آدمياني بودند كه طلوع خورشيد امروز را نديدند.پس يكبار ديگر با چشماني باز به آنچه كه داريم بنگريم .

مهرباني را از خورشيد بياموزيم كه به زمين مي بخشد بي آنكه نيازي به اين كره ي خاكي  داشته باشد و يا اين عناصر كوچك نفعي به او برسانند.

سبزي را به برگ مي بخشد و رستن را به گياهان هديه مي كند .

به هر دانه اي تجربه ي زيباي بلوغ را مي چشاند. به آنان كه برهنه اند گرما مي بخشد تا براي پيراهن مندرس سر بر آستان بندگان خرد فرود نياورد .

قطره را آنقدر جلا مي دهد و وسعت مي بخشد تا او را تا بلنداي آسمان پيش ببرد و به اوج برساند . همان قطره اي كه مي توانست در چاله اي كوچك مدفون شود.به تمامي جانداران عالم روشنايي را هديه مي كند تا تمامي زيبايي هاي هستي را يك جا نمايان كند و همه از ديدن اين همه شگفتي سيراب شوند .

وسپس بار مي بندد و آرام و فروتن راضي از اين همه بخشش ميرود تا در پس يك كوه دمي بياسايد و براي بخششي ديگر آماده شود.

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در یکشنبه هفدهم مهر 1384 و ساعت 2:3
روابط دختر و پسر 
            كند و كاوي بر روابط دختران و پسران

 

از همان روز اولي كه وارد دانشگاه مي شوي خيلي چيزها به نظرت غير عادي مي آيند! يكي از آن خيلي ها، رابطه هاست! البته نه هر رابطه اي، تنها رابطه ميان قشر مؤنث دانشگاه با قشر مذكر دانشگاه است  كه ناخداگاه، جلب توجه مي كند و تو شايد اولش كمي تعجب كني!

هميشه صحبت از ارتباط يك دختر است و يك پسر! صحبت از حرفهاي رد و بدل شده، صحبت از قلبهاي تير خورده، صحبت از قول و قرارهاي يواشكي و... .خلاصه آدم هاي مختلف با فرهنگ هاي مختلف، برداشت هاي متفاوتي از اين رابطه ها دارند. اما به راستي اصل رابطه چيست؟ و چه رابطه هايي صحيح است؟ و اصلاً رابطه عقلاني هم وجود دارد؟

 

حجت الاسلام ماندگاري كارشناس تعليم و تربيت مي گويد:

اصولاً رابطه يك احتياج جوان است كه اين احتياج يا بايد با ازدواج حل شود يا با ارتباط غير ازدواج، ازدواج ارتباط صحيح است و ارتباط غير ازدواج ارتباط غلط است، يعني يك ارتباط حرام داريم و يك ارتباط حلال! ارتباط حرام مي تواند تخيلي باشد، مي تواند مخفي يا آشكار باشد هر نوع ارتباطي ميان دختر و پسر، محرم يا نامحرم اگر بر اساس انگيزه عقلاني نباشد و يا مقدمه ازدواج نباشد، حرام مي شود، پس دو نفر براي ايجاد ارتباط يا بايد محرم باشند يا بايد ارتباطشان انگيزه عقلاني داشته باشد يعني عقل بگويد و تائيد كند

 

*كساني كه با اين نوع ارتباط موافقند:

رضا اختري دانشجوي مديريت دولتي دانشگاه آزاد است از نظر او چنين روابطي چندان هم مشكل دار نيست فقط كافي است حد و مرز آن را شناخت.

رضا مي گويد:«بستگي دارد ما حدود روابط را چقدر بدانيم اگر تنها در حد حرف زدن و يا حتي بازي كردن باشد مشكلي ندارد، البته ايجاد اين روابط به شعور آدم ها نيز بستگي دارد، در كشور ما براي اين روابط يكسري چارچوب هايي وجود دارد كه خودمان اصلاً رعايت نمي كنيم و باعث شده كه هميشه يك اجبار و جبر بيروني بالاي سرمان باشد و اين اجبار خودش نيز باعث مسائل ديگر مي شود...»

رضا درباره تاثيرات اين روابط در زندگي آينده اش و زندگي پس از ازدواج مي گويد:«فكر نمي كنم هيچ كس حاضر شود با دوست دخترش ازدواج كند! آدم هر چقدر هم او را دوست داشته باشد وقتي پاي ازدواج و زن گرفتن به ميان مي آيد مي رود همسر آينده اش را از داخل خانه انتخاب مي كند من اين روابط را تنها گوشه اي از زندگي خودم قرار داده ام و شايد هم در حاشيه و هرگز حاضر نيستم به زندگي آينده ام ربطش بدهم!»

و اما امير كه دانشجوي عمران است در اين باره مي گويد: «ارتباط ها بايد با اطلاع خانواده ها باشد و فراتر از اين نرود، در اين صورت براي هيچ كدام از دو طرف مشكلي ايجاد نمي شود و تازه منجر به ازدواج هم مي شود، البته هستند كساني كه از اين ارتباط ها سوء استفاده مي كنند براي همين رابطه دختر و پسر در دانشگاه با رابطه او در فاميل و يا با اطلاع خانواده ها فرق مي كند ما رابطه داريم تا رابطه! بنابراين نمي توانيم براي همه آنها يك مصداق را در نظر بگيريم!»

 

*نظر دختر خانم ها درباره اين روابط جالب است.

مثلا وقتي شيوا رسولي را در حال مطالعه كردن توي دانشگاه ديدم در اين زمينه گفت:«مسلماً تاثيرات اين روابط در زندگي بعد از ازدواج دختر خانم ها بسيار پررنگ تر است مثلاًاگر شوهر دختر بفهمد كه او قبل از ازدواج با كسي رابطه داشته، يا اصلاً با دختر ازدواج نمي كند و يا در صد اعتمادش به همسرش خيلي پايين مي آيد كه نمونه اين جور زندگي ها در جامعه ما، فراوان ديده مي شود!» زهرا دانشجوي پرستاري است، او مي گويد:«در بيشتر مواقع اين ارتباط ها به ضرر دختر خانم هاست تا آقا پسرها! چون اين ارتباط ها با زندگي آينده دخترها بيشتر گره خورده تا پسرها! و معمولاً در اين نوع ارتباطات دختران بيشتر ضربه روحي را مي خورند، چرا كه دخترها بر اساس فكر و تصور خودشان اين ارتباطات را مقدمه اي براي ازدواج در آينده مي بينند، د رصورتي كه پسرها اصلاً اين گونه فكر نمي كنند!» استاد ماندگاري مهمترين تاثيرات اين روابط را در زندگي آينده جوانان در چند جمله خلاصه مي كند:«طبيعتاً وقتي دو جوان از طريق گناه و حرام با هم رابطه داشته باشند در سست كردن بنيان زندگي آينده شان مؤثر است، در تربيت فرزنداني كه در آينده  مي توانند داشته باشند مؤثر است و اصولاً چنين روابطي باعث ايجاد يكسري تعارض ها و ناآرامي هاي دروني و روحي در جوانان ما خواهد شد!»

 

*چرا رابطه؟

كيوان دانشجوي فيزيك است او مي گويد:« چون ما براي دخترها و پسرهاي مان حد و مرزهايي قائل شده ايم و تا حدودي دور آن ها را حصار كشيده ايم، اين باعث شده كه جوانان ما پر طمع تر شوند و اشتياق بيشتري براي ايجاد چنين روابطي از خودشان نشان دهند شايد سخت گيري هاي بي مورد يكي از دلايل ايجاد چنين رابطه هايي است!»

 

يك استاد دانشگاه دلايل مختلفي را براي اين گونه موارد بيان مي كند:

«ايجاد چنين روابطي چند دليل مي تواند داشته باشد، يك دليلش اين است كه جوانان ما، چون در زندگي از لحاظ عاطفي، از لحاظ محبت از لحاظ گفتگو اشباع نمي شوند دنبال محبوب بيروني مي گردند يعني فقر عاطفي در خانواده ها دختران و پسران را به سمت وسوي ايجاد چنين روابطي مي كشاند، دومين دليل اين است كه يك مقدار تقيدات ديني كمرنگ شده و اين باعث شده كه جوانان ما فكر كنند چنين روابطي هيچ اشكالي ندارد! و سومين دليل اين است كه به دختران و پسران ما القا شده كه اين ارتباط به شما آرامش مي دهد، در حالي كه اين طور نيست، چرا كه هيچ وقت گناه به انسان آرامش واقعي نمي دهد، البته شايد يك آرامش كاذب بدهد! و يكي از دلايل ديگر شايد اين ات كه متاسفانه چون مسير ارتباط درست يعني ازدواج، سنگين و مشكل دار شده و اين مسئله به يك هيولا تبديل شده، جوانان را وادار كرده براي رفع نيازهاي دروني شان به اين ارتباطات تن بدهند يعني تن به گناه بدهند چرا كه راه درست برايشان مسدود است!»

 

اما آيا ايجاد ارتباط ميان دختران و پسران در همه مواقع منع شده؟ و يا ضرورتي هم براي وجود چنين رابطه هايي وجود دارد؟ استاد ماندگاري مي گويد:« وجود ارتباط تنها در صورت وجود وسئله ازدواج، حق دختر و پسر محسوب مي شود اما اين ارتباط بايد با آگاهي و اطلاع بزرگترها باشد، جوانان ما براي ازدواج حق دارند با هم حرف بزنند و حق دارند با هم آشنا شوند جوانان بايد با هم، هم صحبت شوند، يكديگر را تحليل كنند و ديدگاه هاي يكديگر را بشنوند! البته نبايد فراموش كرد كه مدت اين آشنايي بايد بسيار كوتاه باشد!»

 

نمي دانيم بالاخره كه اين ارتباط بايد باشد، بالاخره بايد توي دانشگاه بين دختران و پسران ديوار كشيد يا بايد چادر زد، بايد روي اين موضوع بحث كرد يا بحث نكرد و اصلاً اين ارتباط ها تنها وابسته به دانشگاه است يا خير؟ و يا اصلاً چرا ما گير داده ايم به اين موضوع! خدا وكيلي هر كسي كه بيكار مي شود مي چسبد به اين موضوع و رابطه دختر و پسر را مي كند موضوع همايشها، سمينارها، گفتگوها و ...

 

                        !!!امان از اين جزوه ها!!!

*دانشجوي سال اولي(پسر)، در حالي كه ده روز از آغاز سال تحصيلي مي گذرد:

- ببخشيد خانم X!

- بله آقاي Y،

- مي خواستم، اگه ميشه بي زحمت جزوه هفته پيش رو براي من بيرين؟ البته اگه زحمتي نيست، خيلي ممنون ميشم...

- نه، خا...خواهش مي كنم، همين فردا براتون ميارم...

- خيلي لطف مي كنيد، سپاسگزارم خانم  .Xمرسي!

 

*همان دانشجو، سال اول، در حالي كه دو روز به پايان ترم مانده:

- خانم X!خانم X! زود باشين جزوتون رو بدين برم كپي بزنم!

- ا.... چه خبره شما هم؟! هنوز پاكنويس نكردم!

- نه... نگين! من براي امتحان پس فردا جزوه لازم دارم.

- خب من چكار كنم؟ مي خواستين بنويسين. وقتي تند تند غيبت مي كنين همين ميشه ديگه.

- خانم X! حالا اين دفعه شما به من بدين، ترم بعد...

- حالا ببينم چي ميشه...

 

*همان ها، سال دوم، وسط هاي ترم:

- خانم X! خانم X!

- باز هم جزوه مي خواي؟

- نه بابا! جزوه كيلو چنده؟! مي ياين بريم اردو؟

- اردو؟

- آره مي ريم شمال، با بچه هاي كانون گردشگري، خيلي خوش مي گذره ها!

- شمال؟! حالا فكرامو بكنم...

- فكر نداره ديگه، مي ياين نه؟ مي ياين؟

- ا....

 

*سال سوم، مهم نيست كجاي ترم است:

- X! هي X!

- چيه Y!

- جزوت ديروز افتاد توي حوض آب! يكم خيس شد.

- غلط كردي كه جزومو انداختي توي آب. الان جزوم كو؟

- اوه... . حالا عصباني نشو! هيچي ازش نمونده!

- پسره بي خاصيت! ديگه بهت جزوه نمي دم ... حيف جزوه هاي نازنينم كه دست تو بيفته... ديگه نه من، نه تو...

- حالا قهرنكن... هي! كجا مي ري؟...نرو ... ببين! شوخي كردم ... جزوت سالمه... برگرد...

 

 

     مطالب تهيه شده عيناً از روزنامه خراسان مورخه 14/7/84 مي باشد

 

ارادتمند شما .....

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه شانزدهم مهر 1384 و ساعت 2:1
الوداع 
سلام و یه جوراییم خداحافظ

امیدوارم مطالبی رو تا حالا برای شماهمکلاسی های محترمم روی وبلاگ گذاشتم براتون مفید بوده باشه

قول میدم در فرصت هایی که برام پیش بیاد بازم به وبلاگمون سر بزنم

دوست دارم لطف کنید و وبلاگمون که واسش زحمت کشیدیم سر پا نگه ش دارید

اگه توی مدت که در خدمتتون بودم  بدی از من دیدید به بزرگواری خودتون ببخشید(منیژه)

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در جمعه پانزدهم مهر 1384 و ساعت 2:0
آسیب شناسی توسط یک غیر آسیب شناس 
سلام دوست دارم امروز با هم در مورده یک پدیده اجتماعی صحبت کنیم.همون طوری که می دونین تا قبل از سال ۱۹۳۵ خبری از یک دستگاه معروف به نام تلویزیون نبود . ولی هم اکنون هیچ کس منکر امپراطوری عظیم این دستگاه خانگی نیست.طی سالهای اخیر صحبت های زیادی از فرهنگ های مولد و مهاجم شده است به طوری گوش همه ی شما و من از ان پر است. حرفی که من میخواهم بزنم این است که ما چقدر در این تحولات دخیلیم . در واقع سئوال اصلی این است که ما هم باید مثل اشیا دیگری که هنگام سیل با سیل روان هستن یا حداقل میتوانیم مثل غرقه ای که خودش را به جائی میگیرد خود را نجات بدهیم گرچه شاید بسیاری بپرسن این حرف ها یعنی چه ! یا به قول خودمانی تر بابا بی خیالش. ما هم در خیلی از موارد می گوئیم بابا بی خیالش اما در موارد اخری که دیدم به خودم لازم دانستم که حداقل ساکت نمانم. چون اگه ساکت باشیم رشد بیشتری خواهد کرد.یکی از بحران های اساسی که تلویزیون در زندگی فعلی بشر ایجاد کرده ایجاد شخصیت های کاذب و مجازی است که گاه گاه الگوی عده ی کثیری از جوانان جامعه قرار میگیرند با توجه به اینکه این شخصیت ها هیچ کدام از فاکتور های لازم برای الگو بودن برای جوانان جامعه را ندارند.مشکل دیگری که در راستای این بحران پیش می آید ورود کلمات مهاجم و نا مربوط به زبان عزیزمان پارسی است .که ورود کلمات بی معنی تغییر واژگان اصطلاحات و عبارات عامیانه را در پی دارد.می شود تلویزیون نگاه کرد و تا این حد موثر از آن نشد؟ این سئوالی است که من از شما دارم . لطفا جواب بدهید
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه نهم مهر 1384 و ساعت 1:57
شعری زیبا که از وبلاگ دوست مهربونم میلاد احمدی انتخاب کرده ام. 
Coat
 
Sometimes i have wanted
to throw you off
like a heavy coat
 
Sometimes i have said
you would not let me
breathe or move
 
But now that i'm free
to choose light clothes
or none at all
 
I feel the cold
and all the time i think
how warm it used to be
 
Vicki Feaver
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در سه شنبه پنجم مهر 1384 و ساعت 1:54
تلخ ترین قندی که خوردم 
دست راستم یواشکی خودش رو به خودکار ابی بیکی که تا نصفه جوهر داره می رسونه ولی دست چپم که انگار همیشه با دست راستم چپ بوده اونو محکم میگیره و تمامی این چیزها رو فقط میتونم مشاهده کنم بی هیچ دخالتی دست چپم با زبون بی زبونی به دست راستم التماس میکنه که چیکار داری به تو چه که میخوای بنویسی مگه تو ....آره از اخرین باری که دست راستم برای دلم دلی نوشته سه سال میگذره زیاد تغییری نکرده یه خورده بزرگتر و خشن تر شده یه نخ سبز هم که یه زمونی واسه خودش رنگ و روئی داشته دور مچش گره خورده ولی این کشمکش آخرش به نفع دست راستم تموم میشه .خودکار رو برمیداره مینویسه به نام خداوند قادر متعال که فقرا رو هم دوست داره ولی بعد مثل اینکه پشیمون شده باشه اونو با غیظ خاصی خط خطی میکنه دوباره شروع به نوشتن میکنه این بار مینویسه به نام خداوند جبار که پوزه ظالمین و محتکرین و خائفین رو به خاک ازلی میمالونه ولی دوباره اونو خط میزنه انگار دودل شده بعد از دو جای خط خطی شده انگار تصمیم میگیره بدون مقدمه شروع کنه این بار که میخواد بنویسه من دیگه بهش امون نمیدم میگم اگه قراری عقده ای از دلی باز بشه من صلاحیتم از تو بیشتره واسه گفتنش با پشت همین دستم گوشه چشمم رو پاک میکنم و ................ دیروز روز مهمی برای من بود به دلیلی که دلیل مهمی نیست منو دعوت کردن به محلی به نام التیمور میگفتن باید از پنج تن رد بشی من گفتم که اصلا اینجاهائی رو که شما میگین من بلد نیستم باید یکی با من بیاد تا من بتونم پیدا کنم راس ساعت ۸ شب خودمو به پل مقدم رسوندم اونجا رو بلد بودم کسی که منو دعوت کرده بود منتظرم ایستاده بود با هم خوش و بشی کردیم گفت که باید تاکسی سوار بشیم من گفتم شما اوستایی لبخندی زد مرد تاکسی داری که ما به او نزدیک میشدیم با صدای نخراشیده ای داد میزد التیمور به ما اشاره کرد و گفت آقا التیمور میری دوستم سری تکون داد و با هم سوار تاکسی شدیم البته تاکسی نبود یه پیکان مدل ۴۸ بود که اندازه سالهای ساختش رد صافکاری روش بود با نشستن ما دو نفر توی تاکسی جمع نفراتمون بدون راننده به چهار رسید توی صندلی جلوی ماشین یه دختر و پسر کنار هم نشسته بودن که گاهی دختره سرشو یواشکی توی گوشه پسره میکرد و پچ پچ میکردن و گاهی پسره این کارو میکرد البته پسره بیشتر شبیه کسی بود که میخواد یه چیزی رو بخوره اینقدر مشغول هم بودن که متوجه نگاه های کنجکاوانه ی من نمیشدن ولی هر دو ظاهر مندرسی داشتن میشد فهید که از یک طبقه اند طبقه ای که اگر از اون بیافتی شاید انگشت سوم پای چپت یه مقدار آسیب ببینه یه یک دقیقه ای صبر کردیم تا مسافر بعدی سوار بشه . مسافر بعدی پیرمردی بود که وقتی میخندید تموم صورتش خنده میشد وقتی اون سوار ماشین شد تا در بست راننده هم جلدی پرید پشت فرمون و استارت و کلاج و دنده و یه صدای دلخراش موتوره ماشین اینا یعنی ماشین قصد حرکت داشت با سرعت نسبتا زیادی رانندگی میکرد و اکثرا از فرعی ها میگذشت دوست من که حالا دوست من و اون پیرمرد خنده رو قرار داشت با صدای بلندی میگفت اگه از راه اصلی بریم بهتره و واسه ی خودش دلیل بافی میکرد یه کم که گذشت و دید من از پنجره ماشین دارم به این ور و اون ور نگاه میکنم ترجیح داد بیشتر در مورده جائی که زندگی میکنن واسه من تو ضیح بده بله آقای         جائی که ما زندگی میکنیم بهش میگن التیمور بعد از پنج تنه   پنج تن رو که بلدین وقتی که من من منو دید گفت پنج تن بعد از بلوار سوم طبرسیه من هم الکی سرم رو تکون میدادم بیشتر به این فکر میکردم که چرا اسمش التیموره نکنه با تیموره جهانگشائی چیزی نسبتی داشته باشه همین طور که توی افکار خودم بودم و از پنجره به بیرون نگاه میکردم چیزی نظرم رو جلب کرد آره داشتم توی شهر زمین کشاورزی میدیدم اره با چشم های خودم میدیدم  البته دوستم توضیح میداد که بعد از این زمین های کشاورزی باز هم منازل مسکونی است  هر لحظه حرت من زیاد تر میشد بعد از ۳۰ ثانیه که ماشین با سرعت نسبتا زیادی حرکت میکرد دیدم راست میگه بعد اون زمینا همه زمینای مسکونی و ساختمونن بعله اینجارو تیمور جهانگشا فتح نکرده بود و به این روز نیانداخته بود بلکه اینجا به معنای واقعی کلمه نفرین زمین است که نثار عده ای میشه بعله اینجا حلبی ابادیه که قرار بود فقط اباد باشه نه حلبی اباد و یا شاید کاخی بوده است که کوخ شده واقعا مضحک ترین جمله رو گفتم کوخی بوده که کوخ تر شده اره این خیلی بهتره توی همین افکارم سیر میکردم و با خودم میگفتم اینجا رو تیمور لنگ فتح نکرده به آتش نکشیده با خاک یکسان نکرده بلکه جبر امید به این روز کشانده امید به دیواره پوشالین یا دست های گرم یک پدر پیر ولی ... در همین احوالات بودم که دوستم به راننده گفت نگهدار راننده پاشو رو ترمز گذاشت و گفت بفرما و نفری صد و پنجاه تومن پول گرفت من تا خواستم حساب کنم دوستم با حالتی که انگار بهش توهین شده دستم پس کشید و اسکناسی رو تو دست مرد راننده جا گذاشت ولی من هرچی حساب کتاب میکردم نمی تونستم حسابامو جور کنم اون همه راهو فقط صد و پنجاه تومن خیلی برام عجیب بود آره وقتی از ماشین پیاده شدم فکر کردم که به آخر دنیا رسیدهام از آخرین ستون چراغ برق ۲۰۰ متر رد شده بودیم ظلمات بود ظلمات... شاید شرکت برق یادش رفته بود که اونجا هنوز ادم هست که براشون تیر بزاره وارد اولین کوچه که شدیم بوی تعفن عجیبی به دماغیاتم رسید به طوری که احساس تهوع کردم ولی اصلا به روی خودم نیاوردم ازم پرسید اینجا بوی گند میاد مگه نه نفس عمیقی کشیدم گرچه تمام ریه ازون هوای متعفن پر شده بود با سرفه ای ساختگی گفتم نه من که چیز زیادی حس نمی کنم چون سرما خورده ام . دختر کوچیکی رو دیدم که کفش به پا نداشت و پیرمردی نشسته بر لب جوی ابهای گندابی که از خانه های مردم روان بود با خودم گفتم احتمالا شهرداری هم فراموش کرده برای اینها کاناله فاضلاب بسازه چون بودجه نداشته می بایست اول برای چهارمین بار جدولهای بلوار سجاد رو رنگ کنه یا چندین میلیون خرج بیلبوردهای احمدآباد بکنه همه ی این صحنه ها رو میدیدم و وانمود میکردم که نمی بینم چون اگه حتی یه لحظه به خودم اجازه میدادم تا واقعییت رو انطور که هست ببینم در شوک عجیبی فرو میرفتم . بالاخره به درب خانه دوستم رسیدم پس خانه ی دوست اینجاست دری که تا نصفه رنگ شده بود در زد پدرش در رو واسمون باز کرد وقتی با من دست با تموم مولکولهای بدنم شروع به خجالت کشیدن کردم تمام دستش پر از پینه بود و دست من دستی کوچک و بی پینه که از بوی پینه گریزون نبود ولی خجل از بی پینگی. خونه ی خیلی کوچکی بود  وقتی وارد خونه شدم  انگار که براشون مهمون فوق العاده عزیزی اومده بود همه چیز فراهم کرده بودن از میوه و شیرینی و شام و چای فراهم کرده بودن این بود که یاد شعر سهراب اوفتادم که میگفت: مردم پایین دست چه صفائی دارند... نان پنیر خود به شراکت میخورند.... اینجا بود که پس از تعارف های زیاد دوستم با دست راستم که الان با اون مینویسم قند رو و با دست چپم چائی رو برداشتم قند رو توی دهان گذاشتم اون تلخ ترین قند زندگی من بود...

راستی دوست های مهربونم ماه رمضون نزدیکه ... جای خالی مردم پائین دست در بین ماها کنار سفره افطار واقعا حس میشه...

بوی اقاقی می اید بوی سهراب

ارادتمند شما مهرگان ایرانی 

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در شنبه دوم مهر 1384 و ساعت 1:52
پدرم روزت مبارک 
میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر بر تمامی پدران عزیز مبارک باد.
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384 و ساعت 1:8
مادر دوستت دارم وتا ابد به تو محتاجم 
  مادرم تا ابد دوستت دارم وبه تو محتاجم

وهمین لحظه این قدر اشک برای ریختن دارم که موهایت تر شود

خودم را از تو دور کرده ام با این وجود

توجه و عشق تو هنوز در دلم برپاست

تو سر پناه ومامن من هستی

که مرا از گزند و آسیب ها حفظ می کنی

من از دیوار ها می گذرم وپرواز می کنم

وتمام کار هایی را که باید انجام می دهم

تا در پناه تو باشم

شاید من یاغی وسرکش باشم

اما می دانم حتی زمینی که بر روی آن ایستادهام از عشق تو سرشار است

من منتظر لبخند درخشان و پر غرور تو هستم مادر

لبخندی که هر گره ای را باز می کند

برای تمام لحظاتی که به خاطر من رنج کشیدهای متاسفم

اما بعد از طوفان های کوچک این آرامش است که پا بر جا خواهد بود

سلام . این متن ترجمه ی متن است که قبلا به انگلیسی نوشته بودم

My mother , I love you and I need you , even though

لازمه که چند نکته رو در باره ی ترجمه ی این متن وکلا  ترجمه ی متون انگلیسی یادآور بشم

۱- اگر این متن رو برای خودتون تر جمه کرده باشید حتما متوجه خواهید شد که با تر جمه ی توی وبلاگ خیلی تفاوت داره.یکی از دلایلش اینکه  ترجمه ی متن رو که من در وبلاگ گذاشتم خیلی به شیوه ی ادبی بیان شده پس ترجمه ی شما اصلا از این لحاظ که روان نباشد هیچ اشکالی ندارد واتفاقا اگر کسی باشید که تازه

ترجمه ی متونی از این دست را شروع کرده اید و از دیکشنری کمک گرفته باشید حتما باید ترجمه ی شما با این ترجمه تفاوت زیادی داشته باشد پس از این بابت اصلا نگران نباشید.

۲-یک نکته که در این متن بسیار جالب  است و به شما درس جدیدی در مورد ترجمه ی متون انگلیسی می دهد این است که در ترجمه ی متن سعی کنید فقط به یک یا دو معنی رایج یک کلمه فکر نکنید سعی کنید از دیکشنری استفاده کنید تا با معانی بیشتر یک کلمه آشنا شوید وبعد هر کدام که به متن شما نزدیکتر بود انتخاب کنید به عنوان مثال کلمه ی rule دراین متن به معنی عمل (یا تحت الفظی کار) می باشد نه قانون.

۳-نکته ای که حتما باید بازگو کنم واین متن نیز مشاهده می شود این است که در ترجمه گاهی لازم است برای بهتر شدن (روان تر شدن و قابل فهم شدن) متن در حین تر جمه کلماتی را خودمان به متن اضافه کنیم که این در متون ادبی مانند متن بالا بسیار رایج است.

ضمنا در انتها لازم است یادر آور شوم اگر در تایپ مشکلی بوده که باعث ترجمه ی اشتباه شده عذر خواهی نمایم. در همچنین از آقای محمدزاده به خاطر کمک و تلاششان در تر جمه ی متن سپاس گذارم.(منیژه)

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در پنجشنبه بیستم مرداد 1384 و ساعت 0:29
My mother , I love you and I need you , even though 
 

 

My mother , I love you and I need you , even though

I  love you and I need you ,even though

 

I may at times have made you tear your hair

 

I set myself apart , but even so

 

Your presence and your love are always there .

 

You are my jail cell and ten-ton door.

 

That keeps me from just being who I am.

 

And so I pound the walls and go to war ,

 

Ramming all the rules that I can ram .

 

Yet though I must rebel , all the while

 

I know your love s the ground on which I stand .

 

 

I wait upon the flash of your pround smile , my mother

 

And twist inside at every reprimand.

 

I am soory for the times I have  caused you pain;

 

After these brief storms, love will remain.

 سلام به همه ی آقایون وخانوم های عشق زبان .

اول بهتره کار با دیکشنری رو خوب یاد بگیرند برای شروع متن بالا بسیار ساده است رو امتحان کنند بعد از این که اون رو واسه ی خودشون ترجمه کردن  بگید تا من هم ترجمه اش رو توی   وبلاگ بذارم  و مقایسه کنید .ضمنا یادتون نره که ممکن ترجمه ی شما زیاد روان نباشه که هیچ اشکالی نداره. منیژه

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در دوشنبه هفدهم مرداد 1384 و ساعت 0:27
براي پرنده كوچكت آشيانه اميد باش(به مناسبت روز مادر) 
 ين بار واژه اي برگزيده ام براي سرودن كه طاقت گرفته است از اين ذهن ناسازگار. حتي در هجا كردنش نيز اسير غربتم. مي خواهم براي او بنويسم. براي او، سبزترين انگاره حضور من در اين ظلمتكده تباهي. براي او تنهاترين شكوفه آسمان اميدم. رساترين فرياد بودنم، براي او كه چشمهاي غم زده ام از نگاهش روشني مي گيرد و زانوان خميده ام از وجودش توان، زمزمه هاي خالي يك سكوت فرياد زده، كه كوچكترين بذرهاي سپاسم است را نثار لحظه هاي پرطراوتت مي كنم و اميد دارم مرا، اين دستهاي كوچك نااميد مرا اين چشمهاي نافرجام و سخت مرا مرهمي باش تا قيامت اي پرستوي تبدار آرزوهايم. مادر! شفاف ترين درياي ماندگار عشق درپستوي سرنوشت، بعد از رفتن پدر كه ما را ديگر فرصتي براي ماندن نبود، تو خزان ما را لبريز از مهر كردي، لبريز از تمام آنچه از دست داده بوديم، مادر بارها خواسته ام برايت بگويم، بگويم كه تو كليد تمام ثانيه هاي زندگيم هستي، باور تكيه گاه صبوري ام، رنگين كمان آسمان ابري ام و باران خلوتهاي تاريكم، بارها خواسته ام ناگفته هاي اين دل وامانده را برايت قصه كنم اما... اما نتوانسته ام. ندانسته ام چگونه بايد سكوتها را بند زد و فريادها را آرامش داد، چگونه ديوارها را فرو ريخت و پل زد به آنچه هست، به آنچه زندگي مي سازد و من هميشه خاموش مانده ام، هميشه. مادر چهره خزان زده ات سرمشقهاي اميدم را مرور مي كند و دستهاي خسته ات پناهگاه امن اين كبوتر زخمي بال عاشق پرواز است. درزهاي استقامتم را رفو كن، ذهن آشفته ام را بروب و دل سرگشته ام را صفايي بخش. مي داني و مي دانم كه بهار من لبخند پرطراوت توست در تكلم پاييز و خزانم آسمان مه گرفته چشمهانت درانحناي بهار. مگذار هيچگاه تلخي غبار گرفته سرنوشت در مدخل تاريخ مدفونت سازد دلم مي خواهد آني باشم كه مي خواهي، هماني كه تو و پدر در نقاشي روياهايتان رسم مي كرديد. اما من نيازمندم، نيازمند بودن تو در تمامي فراز و نشيبهاي عمرم... مادر! فرشته نگهبان وجودم، آيا صداي ضربان قلب اين كودك خاموشت را مي شنوي؟!.
پس آشيانش باش و بمان (منیژه)
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در پنجشنبه ششم مرداد 1384 و ساعت 0:22
آيا مخترع Ctrl+Alt+Del را مي شناسيد؟ 
 

ديويد برادلي کد يکي از مشهور ترين کليد هاي ترکيبي جهان که از قديم به سلام سه انگشتي معروف است و از ترکيب سه کليد Ctrl+Alt+Del تشكيل شده است را نوشته است.

در پارک تحقيقي مثلث در کالورياي شمالي امريکا به ملاقات مردي مي رويم به نام ديويد برادلي که تنها 5 دقيقه وقت خود را صرف نوشتن برنامه ي کرد که سال هاي سال است که تمام کاربران کامپيوتر را در سراسر جهان به خود مشغول کرده است.

ما حصل کار يکي از مشهور ترين کليد هاي ترکيبي شناخته شده فشار دادن توام اين يه کليد Ctrl+Alt+Del است.

يعني ترکيب سه کليد کامپيوتر ها را مجبور مي سازد بر خلاف ميل خود خاموش و روشن شده و به اصطلاح دوباره بوت شوند و به اين ترتيب مزد تمرد و سرکشي خود را بچشند.

برادلي مي گويد:نمي دانستيم اين کار قرار است به نشانه ي از فرهنگ تبديل شود من کار هاي خيلي زيادتري نسبت به Ctrl+Alt+Del انجام داده ام ولي متاسفانه و از بخت بد براي اين يکي معروف شده ام.

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در پنجشنبه سی ام تیر 1384 و ساعت 0:15
این هم یک دائره المعارف جامع که میتونین سئوالاتتون رو ازش بپرسین ! 
 
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در جمعه دهم تیر 1384 و ساعت 0:7
خدایا به من عطا کن 
 

((  ..  god grant me the ))         

serenity to accept the things I can not change

تحملی را که بپذیرم چیز هایی را که نمی توانم تغییر دهم

 

conurage to change the things I can

 شهامتی را که تغییر دهم چیز هایی را که می توانم

and          و

wistom to know the difference 

خردی را که تفاوت این دو را بشناسم.

                                        (( تقدیم به همه دوستان مخصوصا علا قه مندان به زبان انگلیسی. منیژه))

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در دوشنبه ششم تیر 1384 و ساعت 23:58
كي ؟ . . .  
راستشو بگین کی دیروز با  LINUX بالا آمده ؟؟؟

اگه ممكنه ميخوام در مورد كا با لينوكس ازش سوال كنم . . .

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در سه شنبه هفدهم خرداد 1384 و ساعت 23:26
UNTITLED 

 يادتون نره :

۱- مداد-تراش-پاك كن-خودكار

۲-كارت-برگه انتخاب واحد

راستي ماشين حساب هم ميزارن بياريم ؟

اميدوارم همتون موفق بشين ولي در مورد خودم . . .

|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در دوشنبه شانزدهم خرداد 1384 و ساعت 23:27
متفرقه ! 
اگه مردی اینجا راست کلیک کن
|+|
نوشته شده توسط  دانشجویان رشته کامپیوتر در جمعه ششم خرداد 1384 و ساعت 23:34
آرشيو کاراکتر:کامپیوتر دانشگاه فریمان
نوشته هاي پيشين
<-ArchiveTitle->